خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم اندر قدمت این سر و این جان منستگفت هر جا سر و جانیست گروکان منست
۲
گفتم این چیست کز او سینهام آتشکده گشتگفت این عشق منست آتش سوزان منست
۳
گفتم از عشق تو عقل و دل و دین تفرقه شدگفت جمع آن همه در زلف پریشان منست
۴
گفتم از بعد جنون نیستم از دل اثریگفت آواره بصحرا و بیابان منست
صفحهٔ ۱ از ۶