خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داشتم چشم بعهدی که کند یار بماندقدر حسن خود و عشق من درویش بداند
۲
گرچه خوبان به نمانند یکی بر سر پیمانبودم امید که او عهد بآخر برساند
۳
زانکه حسن و ادب و شاهی و درویشی و دانشنگذارد که بافتاده کند هر چه تواند
۴
غافل از آنکه جوانست و مرا این سر پیریبرسن بندد و هر سو پیِ بازی بدواند
صفحهٔ ۱ از ۴