خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاهدی کاهل نظر عشق جمالش دارنددل بجا باشد اگر محو مثالش دارند
۲
حسن او را همه دستی ز ارادت بدعاستنی که اندیشه ز آسیب زوالش دارند
۳
غیر مثلش که در اندیشه بود فرض محالممکنی نیست که در حکم محالش دارند
۴
لب گشاید چو پی حل معما بسخناهل معنی عجب از حسن مقالش دارند
صفحهٔ ۱ از ۲