شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو آندو زلف شب آسا حجاب مه گرددچه روز‌ها که در آن سال و مه سیه گردد
۲
چه جای رندی و تقوی کز آن دو چشم خمارخراب کار خرابات و خانقه گردد
۳
فقیه شهر که گفت از تباه کاری ماندیده خال تو کایمان کجا تبه گردد
۴
بسر کلاه چو گرداند از خود آرائیگذشته کار دل از کار تا گله گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth