خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چشم تو ما مست و ز لعل تو بجوشیمبا ساغر و میرسته ز خود رفته زهوشیم
۲
تا چشم کی این سو کنی از دل همه چشمیمتا حکم چه بر لب دهی از جان همه گوشیم
۳
از شیوه لعلت همه سر باده پرستیماز گردش چشمت همه دم خانه بدوشیم
۴
از چشم تو است ار همه با جان پیجنگیمو زلعل تو است ار همه با دل بخروشیم
صفحهٔ ۱ از ۳