خلوتی با صفی علیشاه
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عادت ابروی تست فته در انداختنآفت عالم شدن تیغ به قهر آختن
۲
زلف ترا شیوه است دل به بر آویختنروی ترا در خور است دیدن و جان باختن
۳
یکتنه خال تُراست شکوت غارتگریاز طرفی خاستن بر سپهی تاخن
۴
ماند گرفتار خار گل که به رویت شکفتگشت زمینگیر سرو، پیش تو زَ افراختن
صفحهٔ ۱ از ۳