شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهم از دیوانگی هر چند بکشم دست منباز در زنجیر گیسوئی شوم پابست من
۲
گیرم از ساقی نگیرم من بهشیاری شرابچون کنم کز حال گردم زان دو چشم مست من
۳
همچو مرغ و ماهی اندر زلف یار افتاده‌ایمما و دل او در هزاران دام و درصد شست من
۴
گرچه این پیوستگی زایمان و جان ببریدن استمو بمو خواهم دل اندر زلف او پیوست من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth