خلوتی با صفی علیشاه
بخش ۱۳۷ - حکایت
بحرالحقایق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مریدی خواست از پیری اجازتکه در کوهی کشد چندی ریاضت
۲
در آن مغازه روی دید ماریگرفت او را بدست از اختیاری
۳
گزیدش مار و بردندش به تدبیرز بیم مرگ او را جانب پیر
۴
بگفتش پیر عقلت از چه شدپستکه بگرفتی تو مار خفته بردست
صفحهٔ ۱ از ۳