شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

بخش ۱۳۸ - سرالتجلی

بحرالحقایق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی از بهرت تسکین و تسلیترا سازم بیان سر تجلی
۲
چو خورشید وجودت بی‌ز فی شدشهود کل شیئی در کل شیی شد
۳
خود این در کشف قلبی آن تجلی استکه جمعیت احد را بین اسمی است
۴
تو را اول تجلی شد چو مکشوفباسماء جمله هر اسمیست موصوف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth