خلوتی با فردوسی
بخش ۱۵ - رفتن زال نزد سام، شکایت از پدر و نوشتن نامهٔ شفاعت به شاه
منوچهر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به مهراب و دستان رسید این سخنکه شاه و سپهبد فگندند بن
+ ۲ بیت الحاقی
این بیتها در چاپ ژول مُل آمدهاند ولی در متن شاهنامهٔ این سایت (برگرفته از گنجور) نیستند؛ ممکن است بعدها به شاهنامه افزوده شده باشند. دربارهٔ ملحقات
برآمد همه شهر کابل بجوشوز ایوان مهراب بر شد خروش
چو سیندخت و مهراب و رودابه نیزبنومید گشتند از جان و چیز
۲
خروشان ز کابل همی رفت زالفروهشته لفج و برآورده یال
۳
همی گفت اگر اژدهای دژمبیاید که گیتی بسوزد به دم
۴
چو کابلستان را بخواهد بسودنخستین سر من بباید درود
صفحهٔ ۱ از ۳۳