خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاثکین جهان کهنه اساس است منه در وی اثاث
۲
حدث جمله سگان است چو دنیا، این دمآب می کن طلب و دست بشو زین احداث
۳
سور نوروز دمیدند، بده ساقی میآمد اموات ریاحین به در از هر اجداث
۴
دو موافق به هم و شیشه میهای کهندر چمن خوش بود اثنا که چنین گشت ثلاث
صفحهٔ ۱ از ۲