خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز آدم خاکی چو غم بود میراثکجاست دامن ساقی کزو رسم به غیاث
۲
جهان بود حدثی بازمانده از فرعونبشو به آب قناعت تو دست ازین احداث
۳
چو گنده پیر قبیح است دهر مردم خواربرو چو اهل یقینش طلاق کن به ثلاث
۴
فلک چو حادثه زای است زو مشو ایمنپناه بر به در می فروش از آن احداث
صفحهٔ ۱ از ۲