شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایا حکیم مسیحا دم ستوده خصالعوارضات ز تشخیص تو بپرهیزد
۲
به هر مریض که چشم عنایت تو فتددرین زمانه یقین دان نصیحت آمیزد
۳
مراست یک مرضی واقع این زمان به بدنکه از تردد او دیده خون همی ریزد
۴
مثانه سرد و ازین غم جگر مرا شده گرمکه هیچ مرغ بدن شهوتی نه انگیزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth