شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن زلف سیه که دلربا شددر عشق بلای جان ما شد
۲
در سایه سرو ایستادهبینند که سرو چون دو تا شد
۳
از شادی دهر گشته آزادتا دل به غم تو مبتلا شد
۴
عاشق چه رود به کعبه امروزدر کوی تو مرو را صفا شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth