شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از اهل ملک در این خیمهٔ کبود که بودکه ملک ازو نربود این بلند چرخ کبود؟
۲
هر آنکه بر طلب مال، عمر مایه گرفتچو روزگار بر آمد نه مایه ماند و نه سود
۳
چو عمر سوده شد و، مایه عمر بود تو راتو را ز مال که سوداست، اگر نه سود، چه سود؟
۴
فزودگان را فرسوده گیر پاک همهخدای عزوجل نه فزود و نه فرسود
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth