شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمه آب حیات است دهان یارماز لب چون شکرش کام طمع می دارم
۲
در همه کون و مکان غیر تو دلدارم نیستجان کنم در سر و سودای تو در دل دارم
۳
چه روم سوی گلستان و چمن را چه کنمبی تو در دیده خونبار بود گل خارم
۴
به چمن در نظر گل منشین بی پردهکه ترا در نظر غیر رواکی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth