خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت آن شد که اقامت به خرابات برمچند در مدسه بی فایده اوقات برم
۲
عمر بی صحبت رندان خرابات گذشتباقی عمر به آنجا به مکافات برم
۳
می کند آن عنب آینه دل، صافیخواهم این زنگ غم از طلعت مرآت برم
۴
خود فروشی است کرامات بگو زاهد رامن چرا رنج دل از بهر کرامات برم
صفحهٔ ۱ از ۲