خلوتی با صوفی محمد هروی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم دلی شکسته و جان فگار همدر سر خیال باده و سودای نار هم
۲
از وی جدا فکند مرا چرخ دون نوازچون او نساخت آه به من روزگار هم
۳
خواهی چو یار را به جفای رقیب سازبا وصل گل خوش است جفاهای خار هم
۴
ما را ز دار، بیم چرا می کند حسودگر پای دارد او، چه غم از پای دار هم
صفحهٔ ۱ از ۲