شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

شمارهٔ ۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطی که گشته به گرد جمال یار عیان«و ان یکاد» بود از برای چشم بدان
۲
رخش چو آتش و بر وی سپند دانه خالبرای چشم بدست این زمان، همین و همان
۳
ز چشم و ابروی او زاهدا مشو ایمنز ترک مست که دارد به خویشش تیر و کمان
۴
مگر ز قامت او شمع، دوش لافی زدکه در مشافهه او را بریده اند زبان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth