شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خجل پیش دو رخسار چو خورشید تو ماهچشم جادوی تو وه عین بلائی است سیاه
۲
پیش رویش نتوانم که بر آرم آهیمی شود تیره بلی آه چو آیینه به آه
۳
بس که در سر دهان تو به جان کوشیدمگشت از فکر محال این دل بیچاره تباه
۴
التفاتی به من بی سر و سامان می کنبه نگاهی ز ترحم نظری کن ناگاه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth