خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۴۰
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسید فصل بهار و جهان گلستان شدگریست ابر بهاری و باغ خندان شد
۲
در جواب او
۳
کسی که معده او پر ز نان و بریان شداگر کیمنه گدائی بود، که سلطان شد
۴
ز گریه ها که همی کرد دوش بریانیعلی الصباح به رغمش برنج خندان شد
صفحهٔ ۱ از ۳