خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۱۱۰
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان، بی جمال جانان میل جنان نداردآن کس که این ندارد حقا که جان ندارد
۲
در جواب او
۳
هر گرسنه که این دم در سفره نان نداردحقا که می توان گفت او را که جان ندارد
۴
با کله های بریان می کرد عذرخواهیاین کله های قندی اما زبان ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳