خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۱۱۱
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا به تهنیت پیر می فروش آمدکه موسم گل و نسرین و ناز و نوش آمد
۲
در جواب او
۳
چو دیگ قلیه برنجم سحر به جوش آمددل رمیده من ساعتی به هوش آمد
۴
ز شوق نان تنک بین که مرغ بریان بازبه روی آتش سوزنده در خروش آمد
صفحهٔ ۱ از ۳