شعر را زندگی کن
خلوتی با صوفی محمد هروی

بخش ۱۱۷

دیوان اطعمه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمارکنیم جان به سر و کار عشق آخر کار
۲
در جواب او
۳
خوش است صحنک بغرا و قلیه بسیاراگر به دست تو افتد زهی سعادت یار
۴
زبس که برده ز دزدی ز خلق دل بریانکشیده اند چو دزدان از آتش بر سر دار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth