خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۱۲۲
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سفر کردم به هر شهری رسیدمچو شهر عشق من شهری ندیدم
۲
در جواب او
۳
بسی در مجمع خوانها رسیدمحریف پخته ای چون نان ندیدم
۴
مرا در سر هوای کله افتادصباحی بوی گیپا چون شنیدم
صفحهٔ ۱ از ۳