خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۱۵۳ - قال رخوت البیت فی لسان الحال المسماه
دیوان اطعمه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش در خانه به من تخت شد اندر گفتارگفت دارم ز تو ای خواجه شکایت بسیار
۲
من که محبوس درین کنج سرای تو شدمدر شب و روز بگو چند نشینم بیکار
۳
نه امید که به زیر تو در آیم روزیچند سایم من درویش بگو بر دیوار
۴
خوردن من ز تو گر نیست به روی صندوقبرهنه چند نشینم تو بگو بی ایزار
صفحهٔ ۱ از ۱۲