خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۲۵ - نامه هشتم
ده نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز جوان با دل افگار ماندروز و شبان روی به دیوار ماند
۲
از رخ دلدار امیدی نداشتوه چه کند، بخت سفیدی نداشت
۳
با غم او گشته قرین روز و شبکرده به یک سو همه عیش و طرب
۴
پس جگر خویش به دندان گرفتخانه به کوی بت خندان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۵