خلوتی با صوفی محمد هروی
بخش ۲۶ - رفتن خادمه از بر عاشق نزدیک معشوق
ده نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خادمه باز این سخن جان گدازکرد روان عرضه به آن دلنواز
۲
باز بیان کرد که او در غم استروز و شبان با غم تو همدم است
۳
جز غم تو هیچ ندارد به دلمانده ز باران مزه پا به گل
۴
ولوله در جان و دو چشم پر آبهست درین کوی تو در اضطراب
صفحهٔ ۱ از ۲