خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کندخویشتن را گرچه دون است، ای پسر، والا کند
۲
هر کسی کهش خار نادانی به دل در خست نیشگر بکوشد زود خار خویش را خرما کند
۳
علم چون گرماست نادانی چو سرما از قیاسهر که از سرما گریزد قصد زی گرما کند
۴
مرد را سودای دانش در دل و در سر شودچونش ننگ و عار نادانی به دل صفرا کند
صفحهٔ ۱ از ۱۲