خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی کز راز این دولاب پیروزه خبر داردبه خواب و خور چو خر عمر عزیز خویش نگذارد
۲
جز آن نادان که ننگ جهل زیر پی سپر کردشکسی خود را به کام اژدهای مست نسپارد
۳
خردمندا، چه مشغولی بدین انبار بیحاصل؟که این انبارت از کشکین چو از حلوا بینبارد
۴
توی بر خواب و خور فتنه همانا خود نهای آگهکه مر پهلوت را گیتی به خواب و خور همی خارد
صفحهٔ ۱ از ۷