خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۶۵ - طفل اشک
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!ای لبت آب حیات و، وی خطت مشک تتار!
۲
عارضت ماهی ست گرمه را بود عناب لبقامتت سروی ست گر سرو آورد لیمو ببار
۳
چشم جادوی تو از سر، می رباید عقل و هوشخال هندوی تو از دل، می برد صبر و قرار
۴
باغبان بیند اگر سرو قد رعنای توسرو ننشاند از این پس، در کنار جویبار
صفحهٔ ۱ از ۲