خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۶۴ - آب جنت
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!زلفت شکسته رونق خوشبویی عبیر
۲
قدت چو نخل طوبی و، لعلت چو سلسبیلبا آب جنت است تو گویی گلت خمیر
۳
از بس که خوش ادایی و، شیرین تکلمیپرورده دایه ات مگر از شهد، جای شیر
۴
از آن زمان که گندم خال تو دیده امبر دیده ام جهان شده کمتر ز یک شعیر
صفحهٔ ۱ از ۲