خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۰۸ - زلف عنبرین
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخت چون ماه تابان! وی خطت چون مشک چینای عیان در هر خم زلف تو چندین عقد و چین!
۲
چین بر ابروی خم افکندن نباشد خوش نماخوش بود چین و شکن بر آن دو زلف عنبرین
۳
قامتت سروی ست گر سرو آورد لیمو ببارعارضت ماهی ست گر مه را بود جابر زمین
۴
آن سیه خالی که در کنج لبت دارد مکانهندویی ماند که باشد بر سر کوثر مکین
صفحهٔ ۱ از ۳