خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۲۸ - قرص آفتاب
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا! چرا نپوشی بر روی خود نقابی؟تا کی گشاده رویی تا چند بی حجابی؟
۲
یا رو، گشاده مگذار پا از سرای بیرونیا بر رخت بیفکن از زلف خود نقابی
۳
مشتاقم آن چنان من بر لعل می پرستتچون شب نشین به خوابی یا تشنهٔ برآبی
۴
شب ها به وعدهٔ وصل پیوسته مانده تا صبحگوشم به راه پیغام، چشمم به فتح بابی
صفحهٔ ۱ از ۳