خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۶ - حدیث غربت
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن که درد دل خویش با صبا گویمحدیث عشق، بر آن یار آشنا گویم
۲
غمی که گشته نهان از زمانه دردل منبر آن سرم که به صد شور بر ملا گویم
۳
به هر کجا که بود مجلس عزای رضاز دیده خون بفشانم رضا رضا گویم
۴
رضا ، به شهر خراسان غریب وتنها ماندحدیث غربت او را به صد نوا گویم
صفحهٔ ۱ از ۳