→ دیوان اشعارترکی شیرازی
ترکی شیرازی
فصل سوم - سوگواریها
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱ - طبل الرحیلچون به حکم پادشاه انس و جان←شمارهٔ ۲ - سحاب اشکبه سجده سر چو نهاد آن امام جن و بشر←شمارهٔ ۳ - گریهٔ پنهانکلک قضا نوشت چو دیوان فاطمه←شمارهٔ ۴ - بضعه الرسولآه از دمی که فاطمه دخت پیمبرا←شمارهٔ ۵ - عزای رضاچرا؟ چونی، نکنم ناله در عزای رضا←شمارهٔ ۶ - حدیث غربتخوش آن که درد دل خویش با صبا گویم←شمارهٔ ۷ - سیل اشکشکر خدا کز امت پاک پیمبرم←شمارهٔ ۸ - هلال ماه ماتمباز بر طرف چمن، یا رب چه شد کآبر بهار←شمارهٔ ۹ - طارم خضرادر کرب و بلا خواندند، چون سید بطحارا←شمارهٔ ۱۰ - سوز عطشچون شه ملک حجاز آمد سوی ملک عراق←شمارهٔ ۱۱ - ضیاء دیدهٔ لیلاکیست یارب این جوان نو خط سیمین عذار؟←شمارهٔ ۱۲ - حدیث محنت افزادریغا از قد و بالای علی اکبر←شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشندهچون شه تشنه لبان، بی کس بی یاور شد←شمارهٔ ۱۴ - اکبر گل پیرهندید شاه شهدا چون بدن اکبر را←شمارهٔ ۱۵ - در اشکشد وقت آن که باز کنم گریه زار زار←شمارهٔ ۱۶ - زلف گره گشاخیز ز جای ای پسر، جان و تنم فدای تو←شمارهٔ ۱۷ - قاسم گلگون عذارباز غم از چارسو، ریخت به جانم شرار←شمارهٔ ۱۸ - سرو خونینز جا برخیز ای رعنا جوان گلعذار من←شمارهٔ ۱۹ - خلاصهٔ ناسگرفت مشک وروان گشت آن خلاصهٔ ناس←شمارهٔ ۲۰ - علمدار سپاهچرا افتاده ای، ای قهرمان شیر گیر من؟!←شمارهٔ ۲۱ - آب فراتآی آب فرات! از چه گل آلود روانی؟←شمارهٔ ۲۲ - آفتاب برج امانتباران مگر به کرب وبلا قحط آب بود←شمارهٔ ۲۳ - روز عاشورا«کربلا شد خزان گلستانش←شمارهٔ ۲۴ - دشت عشقعید قربان است و می بایست قربانی نمود←شمارهٔ ۲۵ - جگر گوشهٔ مصطفیچو در کربلا خسرو نشاتین←شمارهٔ ۲۶ - داستان غم فزاباز بر جان عشقم آتش برفروخت←شمارهٔ ۲۷ - باغ کربلاسحرگه عندلیبی در گلستان←شمارهٔ ۲۸ - کبوتران حرمبه دشت کرب وبلا ازجفای شمر شریر←شمارهٔ ۲۹ - محراب عشقنهاد شمر چو بر خاک، ماه روی حسین←شمارهٔ ۳۰ - قره العین نبیزیر خنجر شه دین، گر ندهد سر چکند؟←شمارهٔ ۳۱ - لعل گهربارخنجر شمر، به قتل شه ابرار، حریص←شمارهٔ ۳۲ - واقعهٔ کربلایاران مگر حسین ولی خدا نبود؟←شمارهٔ ۳۳ - فزون از ستاره زخمشاهی که جان سپرد و، ببر مادرش نبود←شمارهٔ ۳۴ - مژهٔ چشم ترشوری که حسین بهر شهادت به سرش بود←شمارهٔ ۳۵ - طایر باغ جنانای شهیدی که لب تشنه بریدند سرت را!←شمارهٔ ۳۶ - چرخ نیلگونای زخم های پیکرت از اختران فزون←شمارهٔ ۳۷ - شافع محشرکه گمان داشت خزان، گلشن حیدر گردد←شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشکرسید موسم ماتم که گریه ساز کنید←شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین«در دلم لالهصفت، خون جگر میریزد←شمارهٔ ۴۰ - مقتل خونزلف اکبر چو ز خون سر او تر گردید←
۱ از ۳صفحهٔ بعد ←