خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۴ - اکبر گل پیرهن
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دید شاه شهدا چون بدن اکبر رالعل سان دید زخون، آن تن چون گوهر را
۲
در بغل تنگ کشید آن بدن اطهر رابوسه زد ماه رخ اکبر سیمین بر را
۳
گفت ای مهر جبین، نور دو چشم تر من!ای به خون خفته! علی اکبر مه پیکر من!
۴
تیغ بیداد که بشکافته از هم سر توسرخ از خون سرت کرده رخ انور تو
صفحهٔ ۱ از ۶