خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۶ - زلف گره گشا
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیز ز جای ای پسر، جان و تنم فدای توغرق به خون چرا شده گیسوی مشک سای تو
۲
بر سر زانویم دمی، از ره مهر سر بنهتا که ز دود دل کشم، سرمه به چشم های تو
۳
تو در زمین کربلا شدی دچار صد بلااز چه نصیب من نشد درد تو وبلای تو
۴
تیغ جفا ز کین چو زد خصم به تارکت علیکاش که بود جای تو مادر بی نوای تو
صفحهٔ ۱ از ۴