خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۳۷ - شافع محشر
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که گمان داشت خزان، گلشن حیدر گرددکه گمان داشت که گل ها همه پرپر گردد
۲
که گمان داشت که از ضربت شمشیر جفالاله گون تارک نورانی اکبر گردد
۳
که گمان داشت لب تشنه لب آب، جدادست عباس علمدار، ز پیکر گردد
۴
که گمان داشت که قاسم به مصاف ایثارپاره پاره تنش از نیزه و خنجر گردد
صفحهٔ ۱ از ۳