خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۴۳ - زانوی غم
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از جور و جفای چرخ کجرفتار، مینالمنه بیمارم ولی چون مردم بیمار، مینالم
۲
حسین از جور شمر شوم، لبتشنه ز کف جان دادمن از بیرحمی شمر جنایتکار، مینالم
۳
پی انگشتری انگشت او را اهرمن ببریدمن از بیرحمی آن کافر غدار، مینالم
۴
به دشت کربلا در خیمهگاهش ریختند آتشز آتشبازی آن دشت آتشبار، مینالم
صفحهٔ ۱ از ۳