خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۵۰ - آتش داغ
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
« ای که با مهر تو آب و گلم آمیخته شد!شور از آتش داغت به دلم ریخته شد »
۲
ای شهیدی که شدی کشته لب آب روانتشنه لب خون ز گلویت به زمین ریخته شد
۳
خاک شد تربت و مسجود خلایق گردیدتا که با خاک زمین، خون تو آمیخته شد
۴
درصف ماریه، پهلو چو نهادی بر خاکبه سرما ز غمت خاک آلم، بیخته شد
صفحهٔ ۱ از ۲