خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی خانه کردند بس خوب و دلبردرو همچنو خانه بیحد و بیمر
۲
به خانهٔ مهین درنشاندند جفتانبه یک جا دو خواهر زن و دو برادر
۳
دو زن خفتهاند و دو مرد ایستادهنهفته زنان زیر شویان خود در
۴
نه کمتر شوند این چهار و نه افزوننه هرگز بدانند به را ز بتر
صفحهٔ ۱ از ۲۱