شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به هوا و مراد این تن غدارمانده به چنگال باز آز گرفتار
۲
در غم آزت چو شیر شد سر چون قیروان دل چون تازه شیر تو شده چون قار
۳
آز تو را گل نماید ای پسر از دورلیک نباشد گلش مگر همه جز خار
۴
آز، گر او را امین کنی، بستانداو نه به بسیار چی ز عمر تو بسیار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth