خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای حجت بسیار سخن، دفتر پیش آروز نوک قلم دُر سخنهات فروبار
۲
هر چند که بسیار و دراز است سخنهاتچون خوب و خوش است آن نه دراز است نه بسیار
۳
شاهی که عطاهاش گران است ستودهستهر چند شوی زیر عطاهاش گرانبار
۴
نو کن سخنی را که کهن شد به معانیچون خاک کهن را به بهار ابر گهربار
صفحهٔ ۱ از ۱۴