خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خردمند و هنر پیشه و بیدار و بصیرکیست از خلق به نزدیک تو هشیار، و خطیر
۲
گر خطیر آن بودی کهش دل و بازوی قوی استشیر بایستی بر خلق جهان جمله امیر
۳
ور به مال اندر بودی هنر و فضل و خطرکوه شغنان ملکی بودی بیدار و بصیر
۴
ور به خوبی در بودی خطر و بخت بلندسرو سالار جهان بودی خورشید منیر
صفحهٔ ۱ از ۱۳