شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برآمد سپاه بخار از بحارسوارانش پر در کرده کنار
۲
رخ سبز صحرا بخندید خوشچو بر وی سیاه ابر بگریست زار
۳
گل سرخ بر سر نهاد و ببستعقیقین کلاه و پرندین ازار
۴
بدرید بر تن سلب مشک بیدزجور زمستان به پیش بهار
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth