خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهی ار، روشن کنی ای ماه سیما جمع رااز حجاب و هم بیرون آی و بنشان شمع را
۲
شمع عالم پرتو استی کافتابی آفتابروز روشن کن شب تاریک هجران جمع را
۳
فرد، هر جمعی و جمع فردها سر جمع کلجمع کن افراد و از هر جمع بگشا سمع را
۴
فتنه بیدار است و امنیت بخواب و عدل ماتبر طبیعت واگذار امروز قلع و قمع را
صفحهٔ ۱ از ۲