شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشنوده‌ای که دید یکی زیرکزردآلوی فگنده به کو اندر
۲
چو یافتش مزه ترش و ناخوشوان مغز تلخ باز بدو اندر
۳
گفتا که «هر چه بود به دلت اندررنگت همی نمود به رو اندر»
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth