خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و نازروز ناز تو گذشتهاست بدو نیز مناز
۲
ناز دنیا گذرندهست تو را گر به هُشیسزد ار هیچ نباشد به چنین ناز نیاز
۳
گر بدان ناز تو را باز نیاز است امروزآن تو را تخم نیاز ابدی بود نه ناز
۴
آز آن ناز گذشته بگرفتهست تو رابند آن ناز تو را چیست مگر مایهٔ آز؟
صفحهٔ ۱ از ۱۱