خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر جهان دشمن جانند مرا جانان دوستهمه مغز است نصیب من و از آنان پوست
۲
تاکه چوگان سر زلف فکندی بر دوشای بسا سر، که به میدان تو برگشته چو، گوست
۳
سرب ار ریزد، و مس جیوه نگردد، زر و سیمای چدن پاره مگر روی تو از آهن و روست
۴
صحبت ما و تو دانی به چه ماند ای خصمصحبت بلبل و زاغ و صفت سنگ و سبوست
صفحهٔ ۱ از ۴